دست کم آنطور که خودمان فکر میکنیم، ما انسانها فرمانروای زمین هستیم. ما تصور میکنیم که انسان خردمند، باهوشترین، پرنفوذترین و البته مخربترین موجود زندهی روی زمین است. آنچنان تسلط ما روی کرهی خاکی و منابع آن زیاد شده که به خودمان جرئت دادهایم یک «دور یا گشتوارک» زمینشناسی جدید تعریف کنیم و نام آن را «آنتروپوسین» بگذاریم. دورهای که سرآغاز تاثیر عمدهی فعالیتهای انسان بر اکوسیستم و ساختار زمینشناختی است. ولی خارج از زمین، جهانی بزرگ قرار دارد که تقریبا از آن هیچ نمیدانیم. ما شاید به صورت تخمینی بدانیم کهکشان ما از چند ستاره تشکیل شده و در کیهانی که با تلسکوپهایمان میبینیم، تقریبا چند کهکشان وجود دارد. شاید بتوانیم سن عالم را حدس بزنیم یا فضاپیماهایی روباتیک به اعماق منظومهی شمسی بفرستیم؛ ولی همچنان سوالاتی بنیادین برای ما وجود دارد که نتوانستهایم به آنها پاسخ بدهیم. سوالاتی مثل اینکه آیا عالم واقعا وجود دارد؟ یا صرفا آگاهی ما این واقعیت از جهان را برایمان ساخته است؟ آیا کائنات از وجود ما آگاهی دارد؟ آیا کیهان برای ما ساخته شده است؟ آیا ما تنها موجودات هوشمند گیتی هستیم؟ آیا زمانی میتوانیم بالاخره همهی رازهای عالم را بفهمیم؟ آیا میتوانیم دنیا را نابود کنیم؟ در نهایت، آیا ممکن است خود ما به فرمانروای کل کیهان تبدیل شویم؟ برای صحبت دربارهی پاسخ این پرسشها، سلسله مقالاتی را در قالب مجموعهای ویژه به نام «جهان انسان» تهیه کردهایم. خوانندهی این مقالات باشید.
آیا جهان ساختهی آگاهی ذهن ماست؟
ساموئل جانسون، شاعر، نویسنده، منتقد و فرهنگنویس برجستهی انگلیسی که در قرن هجدهم زندگی میکرد، این ایده را کاملا مضحک میدانست. او گفت کافیست که با پایتان محکم به یک سنگ بکوبید تا از درد آخ بلندی بگویید و کاملا شیرفهم شوید که جهان بیرون واقعیست. جانسون این حرف را در پاسخ به «جورج بارکلی»، کشیش و فیلسوف ایرلندی زد. بارکلی میگفت که جهان چیزی نیست جز توهمی ساخته شده در ذهن ما. آیا حق با بارکلی است؟
شاید برای بحث کردن دربارهی این سوال بهتر باشد به مکانیک کوانتم عزیز خودمان مراجعه کنیم. مکانیک کوانتم حرفهای عجیب و غریبی دربارهی وجود جهانهای متعدد در فراسوی جهان ما میزند. داستان زنده یا مرده بودن گربهی شرودینگر هم که دیگر معروف است. ولی همین مکانیک کوانتم یک چیز غیر قابل باورتر هم میگوید. اینکه شاید عالم فقط وقتی واقعیت پیدا میکند که ما به آن نگاه میکنیم!

این دیدگاه مکانیک کوانتم خیلی شبیه به نسخهای از «اصل انساننگر» به نام «جهان مشارکتی» (Participatory universe) است. ایدهی جهان مشارکتی را اولین بار «جان آرچیبالد ویلر» مطرح کرد. ویلر فیزیکدانی آمریکایی و از پیشگامان فیزیک هستهای بود. او در این ایده گفت که جهان تنها وقتی وجود دارد که یک ذهن آگاه به آن مینگرد. اگر ذهن آگاهی وجود نداشته باشد، جهانی هم وجود ندارد. تا جایی که میدانیم، در بین موجودات زنده فقط انسان است که ذهن آگاه دارد.
در مکانیک کوانتم مفهومی به نام اندازهگیری وجود دارد. این مفهوم در کوانتم نسبت به مفهوم کلاسیک اندازهگیری متفاوت است. مشاهده و اندازهگیری یک ذرهی کوانتمی منجر به تغییر عمده در حالت آن ذره میشود. مثل این است که چشمانتان بسته باشد و در وسط اتاقی ایستاده باشید. به شما یک سنگ بزرگ میدهند تا با پرتاب آن، بفهمید دیواری که روبروی شما قرار دارد از چه جنسی است. اگر سنگ را پرتاب بکنید و دیوار سیمانی یا چوبی باشد، از صدای آن متوجه میشوید کدام نوع دیوار روبروی شماست. بعد از برخورد سنگ به دیوار سیمانی یا چوبی، هیچ تغییری در وضعیت دیوار ایجاد نمیشود و در زمانی دیگر باز هم میتوانید این آزمایش را انجام دهید. حتی با پرتاب سنگهای متعدد میتوانید از دیگر ویژگیهای این دیوار مثل مساحت، ارتفاع، قطر یا دیگر چیزها اطلاع پیدا کنید. این کاری است که در مکانیک کلاسیک انجام میشود.
اگر دیوار شیشهای باشد هم از روی صدای آن متوجه میشوید، منتها بعد از آن دیگر دیوار شیشهای وجود ندارد چرا که شکسته است. بنابراین هیچ آزمایش دیگری نمیتوانید روی آن انجام بدهید. وضعیت ذرات کوانتمی هم به همین شکل است. شما هیچوقت نمیتوانید مکان و سرعت یک الکترون را در لحظهای خاص بسنجید. اگر بخواهید سرعتش را اندازهگیری کنید، مکان آن را تغییر میدهید و اگر بخواهید مکانش را پیدا کنید، سرعتش را تغییر میدهید. آرچیبالد میگوید شاید جهان ما هم همینطور است. وقتی ما به آن نگاه میکنیم، در حقیقت نوعی اندازهگیری کوانتمی انجام میدهیم و دنیایی ویژهی ما و از دید ما ساخته میشود. بنابراین اگر یک موجود آگاه دیگر به آن نگاه کند، میتواند دنیای خودش را بسازد.

ولی آیا جهان قبل از اینکه ما به آن بنگریم هم وجود داشته است؟ در مکانیک کوانتم آزمایش مشهوری داریم به نام «آزمایش دو شکاف» این آزمایش نشان میدهد که ماهیت ذرهای و موجی نور از یکدیگر جدایی ناپذیرند. در این آزمایش باریکهای نور را به صفحهای که دو شکاف باریک رویش ایجاد شده میتابانیم. نور پس از گذشتن از این دو شکاف روی پردهی پشتی میافتد. ماهیت موجی نور باعث میشود نورهایی که از دو شکاف گذر میکنند با هم تداخل کنند و یک الگوی تداخلی (نوارهای تاریک و روشن) بسازند. ولی اگر با آشکارساز، نور روی پرده را بسنجیم میبینیم که نور همیشه به شکل ذره جذب میشود. در این آزمایش به نظر میرسد که نور هم به صورت ذره و هم به صورت موج رفتار میکند. این آزمایش یک فرض اولیه دارد، اینکه فوتون قبل از اینکه ما آن را ببینیم به صورت فیزیکی وجود داشته است. ویلر میپرسد: چه میشود اگر فرض اولیهی ما درست نباشد؟ یعنی اینکه فوتون وجود نداشته باشد و فقط زمانی پدیدار بشود که ما به آن مینگریم؟ برای ویلر این بدین معنیست که جهان نمیتواند تا زمانی که آن را اندازهگیری نکردهایم، یعنی به عنوان ناظر به آن نگاه نکردیم وجود داشته باشد. حتی گذشته هم به صورت ثابت وجود ندارد و آنچه در حال حاضر انجام میدهیم بر آنچه در گذشته انجام شده تاثیر میگذارد. این موضوع را میتوانیم تا ابتدای جهان هم عقب ببریم و بگوییم که جهان تا زمانی که ما وجود نداشتهایم، وجود نداشته است.
«هیو اورت» فیزیکدان بزرگ آمریکایی، تفسیر دیگری از مکانیک کوانتم ارائه میدهد. او فرضیهی چند جهانی را مطرح میکند و میگوید چون احتمالات کوانتمی بینهایت هستند، بنابراین تعداد جهانها هم میتوانند بینهایت باشند. هر موجود آگاه، در حال تماشا و اندازهگیری کوانتمی جهان است و بنابراین جهان خودش را میسازد. یک فیلسوف فیزیک به نام «کریس تیمپسون» از دانشگاه آکسفورد میگوید: «تمایل ذاتی من این است که یک واقعگرا باشم. ولی اگر قرار باشد در جهان کوانتمی هم یک واقعگرا باشید، در دنیایی خیلی عجیب و غریب قرار میگیرید.» آنقدر عجیب که میگوید ما جهان خودمان را میسازیم و جهان هست، چون که ما هستیم.
قسمت قبلی: آیا عالم برای ما ساخته شده است؟
قسمت بعدی: آیا میتوانیم روزی همهی رازهای عالم را بفهمیم؟
منبع: مجلهی نیوساینتیست شمارهی ۲ می ۲۰۱۵
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 21:19
لنوو یوگا ۹۰۰، جدیدترین و برترین سری از لپتاپهای تبدیلپذیر این شرکت چینی است که راه مدل یوگا ۳ پرو را ادامه میدهد. یوگا ۹۰۰ در مقایسه با یوگا ۳ پرو، کمی ضخیمتر و سنگینتر شده؛ ولی درعوض، پردازندهی قویتر و باتری بهتری دارد. بارزترین مشخصهی یوگا ۹۰۰ همانند سایر لپتاپهای سری یوگا، لولاهای خاص آن است که امکان چرخش ۳۶۰ درجهی نمایشگر را فراهم میکند؛ این قابلیت باعث میشود تا بتوان از لپتاپ بهعنوان یک تبلت هم استفاده کرد. یوگا ۹۰۰ یکی از لوکسترین و جذابترین لپتاپهای باریک و سبک ویندوزی است و برای قشر خاصی هم طراحی شده است. اگر تمایل دارید در مورد یوگا ۹۰۰ بیشتر بدانید، با نقد و بررسی این لپتاپ در دیجیکالا مگ همراه شوید.
ترکیب صنعت چین و سوئیس
یوگا ۹۰۰ از طریق درگاه USB 2.0 شارژ میشود و این موضوع باعث شده که شارژکردن کامل باتری، حداقل چهار ساعت طول بکشد.
از لحاظ طراحی و ظاهر، یوگا ۹۰۰ فرق زیادی با یوگا ۳ پرو ندارد. با اینکه کمی تپلتر و سنگینتر از مدل سال گذشته شده؛ ولی هنوز هم جزو لپتاپهای فوقباریک و سبک محسوب میشود. لنوو ادعا کرده که یوگا ۹۰۰ یکی از باریکترین لپتاپهای ۱۳ اینچی در جهان است؛ این ادعا، چندان هم دور از واقعیت نیست. این لپتاپ ۱۳ اینچی، نزدیک به ۱۵ میلیمتر ضخامت و یک کیلو و ۳۰۰ گرم وزن دارد. البته در ادامه توضیح میدهیم که این اضافهوزن با خوردن هلههوله به وجود نیامده و قدرت و شارژدهیاش بیشتر شده است. پس از چند سری، لنوو در مدل یوگا ۹۰۰ به بهترین مکانیسم تغییر حالت دستگاه رسیده است. نمایشگر یوگا ۹۰۰ توسط چند لولای خاص به بدنهی اصلی متصل شده که «بند ساعت» (Watchband) نام دارند. نامگذاری این لولاها برمبنای ظاهرشان صورت گرفته، زیرا کاملا شبیه بند فلزی ساعتهای مچی هستند. مزیت این نوع لولا در مقایسه با لولاهای سنتی مدلهای گذشته، این است که عمل چرخش نمایشگر و تغییر حالت از لپتاپ به تبلت، روانتر و بدون لغزش انجام میشود؛ علاوهبراین، تمام قسمتهای بدنه، روکشی مات دارند تا اثرانگشت روی بدنه باقی نماند و ظاهر زیبا و شکیلش، همیشه حفظ شود. یوگا ۹۰۰ رنگهای مختلفی دارد و رنگ نمادین این سری یعنی نارنجی، هنوز هم بهعنوان یک انتخاب وجود دارد.

مثل دیگر اعضای سری یوگا، دورتادور یوگا ۹۰۰ هم با درگاههای مختلف و کلیدهای کنترل حالت تبلت، پر شده است. تمام ارتباطهای باسیم یوگا ۹۰۰، توسط یک درگاه USB 3.0، یک درگاه USB 2.0 و یک درگاه USB Type-C انجام میشود. این یعنی از HDMI خبری نیست و برای گرفتن خروجی تصویر، باید مبدلی برای USB Type-C پیدا کنید. نکتهی جالب این است که یوگا ۹۰۰، درگاه اتصال به آداپتور برق ندارد و از طریق درگاه USB 2.0 (که نارنجیرنگ است) شارژ میشود. دلیل این تصمیم لنوو مشخص نیست؛ زیرا باعث شده شارژکردن کامل باتری، حداقل چهار ساعت طول بکشد.

یک گوشی پرچمدار، فقط در ابعادی بزرگتر
نمایشگر ۱۳ اینچی یوگا ۹۰۰ در هر اینچش، نزدیک به ۲۷۵ پیکسل جای داده تا بتواند تصاویر را تا جایی که چشم انسان تشخیص میدهد، دقیق و شفاف نشان دهد.
وقتی قرار است لپتاپی جایگزین تبلت هم بشود، باید تمام امکانات آن را ارائه دهد؛ به خصوص وقتی هزینهی زیادی بابتش پرداخت میکنیم. در حال حاضر، تبلتهای بالارده، نمایشگرهای فوقالعادهای دارند که رنگها را مثل یک پالت نقاشی نشان میدهند. لنوو هم برای اینکه کاربرانش بتوانند حرفی در برابر کاربران آیپد و سرفیس پرو داشته باشند، نمایشگری LCD را با فناوری IPS و دقت ۳۲۰۰ در ۱۸۰۰ پیکسل، برای یوگا ۹۰۰ انتخاب کرده است. این نمایشگر ۱۳ اینچی در هر اینچش، نزدیک به ۲۷۵ پیکسل جای داده تا بتواند تصاویر را تا جایی که چشم انسان تشخیص میدهد، دقیق و شفاف نشان دهد. این نمایشگر لمسی، توسط یک لایه شیشهی گوریلا گلس ۴ محافظت میشود؛ یعنی همان شیشهای که مسئول محافظت از نمایشگر گوشی گلکسی S7 سامسونگ است. رنگهای تولیدشده هم زنده و طبیعی هستند؛ البته نه بهخوبی نمایشگرهای OLED که در گوشیها و تلویزیونهای بالارده استفاده میشوند. باوجوداین، گرافیستها و طراحانی که اهمیت ویژهای به واقعیبودن رنگها میدهند، انتخابهای زیادی به جز یوگا ۹۰۰ ندارند.

اما داستان نمایشگر یوگا ۹۰۰ پایان خوشی ندارد. روشنایی این نمایشگر، زیاد نیست و این موضوع در کنار براق و آینهای بودنش، باعث میشود تا کارکردن با یوگا ۹۰۰ در محیطهای باز و زیر نور آفتاب، دشوار و آزاردهنده باشد.
زیر لپتاپ، دو بلندگوی استریو وجود دارند که داخل بدنه مخفی شدهاند. این دو بلندگو، صدای بلند و شفاف و بدون اعوجاجی تولید میکنند و برای گوشکردن به موسیقی یا تماشای فیلم کاملا مناسباند.
اقیانوسی به عمق… ۱۵ میلیمتر
لنوو سعی کرده یوگا ۹۰۰ را به باریکترین لپتاپ ۱۳ اینچی جهان تبدیل کند و این رویا باعث شده که فضای زیادی برای حرکت کلیدهای کیبورد باقی نماند.
مشکل اصلی کیبورد لپتاپهای فوقباریک مثل مکبوک ۱۲ اینچی شرکت اپل، این است که فضای زیادی برای حرکت کلیدها وجود ندارد. این موضوع، گریبانگیر یوگا ۹۰۰ هم شده است. لنوو سعی کرده این دستگاه را به باریکترین لپتاپ ۱۳ اینچی جهان تبدیل کند و این رویا باعث شده فضای زیادی برای حرکت کلیدها باقی نماند. به جز این مورد، کیبورد یوگا ۹۰۰، تفاوت خاصی با کیبورد دیگر لپتاپهای لنوو ندارد. کلیدها دارای همان طرح خمیدهی انحصاری این شرکت با نام AccuType هستند و جدا از هم و به صورت جزیرهای، چیده شدهاند. بهعلاوه، نور پسزمینهی دومرحلهای هم وجود دارد که با نگهداشتن کلید Fn و فشردن کلید Space فعال میشود.

حتی اگر نخواهید، احتمالا بهناچار یک ماوس برای یوگا ۹۰۰ تهیه خواهید کرد. درست مثل لپتاپهای ردهبالای وایو (سونی سابق!)، لنوو هم تاچپد بسیار کوچکی را برای یوگا ۹۰۰ انتخاب کرده است؛ البته عملکرد تاچپد، بیعیب و نقص بوده ، فرمانها با دقت بالا و بدون وقفه شناسایی میشوند و یک سری دستورات چندلمسی هم پشتیبانی میشوند. دو کلید چپ و راست تاچپد در بدنه مستتر شدهاند که متاسفانه این دو کلید هم، وضعیتی مشابه وضعیت کلیدهای کیبورد دارند.
سریع و بیسروصدا
لنوو ادعا کرده که باتری یوگا ۹۰۰ تا ۱۰ ساعت مرورگری اینترنت را تضمین میکند، ولی این رقم در واقعیت به سختی به ۷ ساعت میرسد.
یوگا ۹۰۰ یک لپتاپ لوکس، گرانقیمت و بالارده است و جز بهترین قطعات داخلی نباید از آن انتظاری داشت. تمام مدلهای یوگا ۹۰۰ از نسل ششم پردازندههای قدرتمند Core i5 و Core i7 استفاده میکنند. این در حالی است که پرچمدار پیشین این شرکت یعنی Yoga 3 Pro، از پردازندههای ضعیف Core M استفاده میکرد. البته لنوو برای کاهش مصرف انرژی و گرمای تولیدی، مدلهای کممصرف (ULV) این پردازندهها را انتخاب کرده است. پردازندههای با ولتاژ پایین یا ULV، ضعیفتر از مدلهای با ولتاژ استانداد هستند؛ ولی درعوض انرژی کمتری مصرف میکنند و شارژدهی باتری را افزایش میدهند. مزیت دیگر این پردازندهها، در این است که گرمای زیادی تولید نمیکنند و این موضوع سبب شده تا دمای قسمتهای مختلف بدنه، حتی تحت استرس شدید و هنگام انجام محاسبات سنگین، گرم و آزاردهنده نشود.

بهعلاوه این لپتاپها، تنها از حافظههای داخلی SSD استفاده میکنند تا دیگر از سرعت بالا آمدن ویندوز یا اجرای برنامهها گلایهای نداشته باشید. یوگا ۹۰۰ دستگاه فوقالعاده سریعی است. فقط موردی که باید در نظر داشته باشید این است که تمام مدلهای یوگا ۹۰۰ از تراشههای گرافیکی یکپارچه استفاده میکنند؛ یعنی به اجرای بازیهای سنگین جدید امیدی نداشته باشید. تمام این قطعات، توسط یک باتری ۶۶ واتساعتی تغذیه میشوند که طبق اطلاعات مندرج در سایت شرکت سازنده، میتواند تا ۱۰ ساعت مرورگری اینترنت را تضمین کند. ادعای لنوو را یک تکنیک بازاریابی و اغراقشده میدانیم چون در عمل، حداکثر میتوانید ۶ الی ۷ ساعت با یوگا ۹۰۰ به مرورگری اینترنت بپردازید. با اینکه اکثر لپتاپهای باریک و سبک، به سمت سیستمهای خنککنندهی بدون فن میروند؛ یوگا ۹۰۰ دو فن کوچک دارد که هوای خنک را از کف لپتاپ مکش کرده و پس از عبور از روی قطعات داخلی، از لابهلای بندهای ساعت پشت دستگاه، خارج میکنند. خوشبختانه این فنها حتی هنگامیکه بار محاسباتی زیادی روی دستگاه است، صدای کمی دارند.
تبدیلپذیر زخمی
اگر صرفا به دنبال یک لپتاپ فوقباریک و سبک ردهبالا هستید، انتخابهای بهتری هم وجود دارند.
یوگا ۹۰۰ برترین لپتاپ تبدیلپذیر شرکت لنوو تا به امروز است، هیچ شکی در این موضوع نیست؛ اما این لپتاپ لوکس و گرانقیمت، ایرادهای کوچک زیادی دارد که میتواند خریدار را پشیمان کند. برای مثال، روشنایی کم نمایشگر، فضای کم برای حرکت کلیدهای کیبورد، زمان زیاد لازم برای شارژشدن باتری و نبود درگاه HDMI، موارد کوچکی نیستند که بتوان بهراحتی از آنها چشمپوشی کرد. باوجوداین، انتخابهای زیادی برای علاقهمندان به لپتاپهای تبدیلپذیر باریک و سبک وجود ندارد و باید با مشکلات یوگا ۹۰۰ کنار آمد. اگر قابلیت تبدیلپذیری به تبلت برایتان مهم است، یوگا ۹۰۰ یکی از بهترین گزینهها (یا حتی تنها گزینه) خواهد بود؛ ولی اگر صرفا به دنبال یک لپتاپ فوقباریک و سبک ردهبالا هستید، بهتر است به سراغ مدلهای Z یا S از شرکت VAIO بروید.
![]()
![]()
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 21:19
دی ماه سال گذشته بود که شرکت بازیسازی اسکوئرانیکس، قسمت اول بازی سریالی Life is Strange را عرضه کرد. عرضهی این بازی سریالی به صورت چند قسمتی و تا اواخر سال ۲۰۱۵ میلادی ادامه داشت و این بازی توانست بازخوردهای بسیار خوبی بگیرد. شرکت اسکوئرانیکس دیروز اعلام کرد که از این پس، قسمت اول بازی Life is Strange رایگان خواهد بود.
بازی Life is Strange توانست در مراسم BAFTA جایزهی بهترین داستان سال را دریافت کند.
بازی Life is Strange یک بازی ماجرایی و داستان-محور است و ساختاری شبیه به بازیهای استودیوی Telltale (مجموعهی Walking Dead یا Game of Thrones) دارد؛ طوری که انتخابهای بازیکنندهها در روند داستان تاثیر میگذارند. در حالی که در بازیهای این سبکی، بازیکنندهها معمولا روندشان را قبل از انتخابهای مهم ذخیره میکردند و سعی میکردند دوباره قسمتهای مهم را تکرار کنند، بازی Life is Strange میگذارد تا اگر از انتخابتان خوشتان نیامده، برای مدت زمان محدودی به عقب برگردید و انتخابتان را تغییر دهد.

بازی شخصیت Chloe یکی از بهترین بخشهای Life is Strange بود.
داستان و شخصیتهای Life is Strange آنقدر خوب از آب در آمدند که این بازی هم از سوی گیمرها و هم از سوی منتقدان بازخورد بسیار خوبی گرفت. این بازی توانست در مراسم BAFTA جایزهی بهترین داستان را دریافت کند و در کارنامهاش همچنین بیش از ۷۵ جایزهی «بهترین بازی سال» را دارد.
قسمت اول این بازی که Chrysalis نام دارد، روی تمام پلتفرمهای ایکسباکس وان، ایکسباکس۳۶۰، پلیاستیشن۴، پلیاستیشن۳ و رایانههای شخصی رایگان شده است، در نتیجه در حال حاضر میتوانید آن را بدون هیچ محدودیتی دانلود کنید.
منبع: Polygon
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:04
سونی امروز جدیدترین سری تلویزیونهای پرچمدار ۴K LCD خود را با نام سری Z معرفی کرد. این سری تلویزیونها در زمینهی کیفیت نمایش یک گام فراتر از تلویزیونهای سری X سونی گذاشته و همچنین دربردارندهی جدیدترین تکنولوژی HDR این شرکت هستند.
به همین ترتیب ارتقای تکنولوژي پردازندهی تصاویر ۴K در این سری تلویزیونها باعث ارتقای دقت تصویر و رنگ آنها نسبت به سری قبلی شده است.
تلویزیونهای سری Z سونی با پلتفرم Android TV گوگل کار میکنند اما طراحی این پلتفرم توسط سونی شخصیسازی شده است.
سونی دربارهی تلویزیونهای سری Z گفته این دستگاهها با پلتفرم Android TV گوگل کار میکنند اما طراحی این پلتفرم توسط سونی شخصیسازی شده است. نمایندهی سونی در اینباره گفته: “تلویزیونهای سری Z سونی نسل پیشرفتهای از دستپروردههای تکنولوژی صنعت تلویزیون هستند که تجربهی تماشای محتوای ۴K HDR را در تمام سطوح برای مخاطبان فراهم میکند.
به پشتوانهی تخصصی که سونی در زمینهی مشخصات فیلمبرداری با تکنولوژی ۴K HDR، ساخت، ویرایش، ضبط و انتقال آن به نمایشگر دارد، این شرکت بیش از هر شرکت دیگری این تکنولوژی را میشناسد. تلویزیونهای سری Z نتیجهی مستقیم همکاری بیهمتای میان مهندسان و تیمهای خلاق ماست.”
سری Z با عرضهی سه مدل شروع به کار کرده است: مدل ۶۵ اینچی XBR65Z9D با قیمت ۶۹۹۹ دلار، مدل ۷۵ اینچی XBR75Z9D با قیمت ۹۹۹۹ دلار و بالاخره مدل ۱۰۰ اینچی XBR100Z9D که هنوز قیمتی برای آن اعلام نشده است.
سونی اعلام کرده مدل ۶۵ و ۷۵ اینچی در حال حاضر برای پیشسفارش آماده هستند و تحویل آنها اواخر تابستان صورت میگیرد. جزییات عرضه و قیمت مدل ۱۰۰ اینچی هم ظرف چند ماه آینده اعلام خواهد شد.
منبع: The Verge
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:04
اگر از ابتدای این هفته با دیجیکالا مگ همراه بوده باشید احتمالا متوجه شدهاید که موضوع مطلب «شما بگویید» این هفتهی ما جدال دو سرویس استریم موسیقی اپل موزیک و اسپاتیفای بود. طبق معمول روز شنبه اطللاعاتی را در مورد دو رقیب هفته برای شما منتشر کردیم و از شما خواستیم با توجه به تجربه و دانش خود به این سوال پاسخ دهید: Apple Music یا Spotify؟ ظاهرا این هفته یک برندهی قاطع داریم. با دیجیکالا مگ همراه باشید تا با هم نظرات شما همراهان خوب را بررسی کنیم.
بیشتر کاربران دیجیکالا مگ در نظرات خود رای را به اسپاتیفای دادند. در میان این نظرات دلایل مختلفی از جمله رابط کاربری روانتر، پشتیبانی از پلتفرمهای مختلف، امکان استفاده از سرویس رایگان و آرشیو موسیقی قوی برای برتری اسپاتیفای مطرح شده است. البته برخی از کاربران به کاملتر بودن آرشیو موسیقی اپل و انحصاری بودن برخی از آلبومها و آهنگها برای سرویس اپل موزیک هم اشاره کردهاند، ولی در نهایت باز هم Spotify را ترجیح میدهند. با هم بخشی از این نظرات را میخوانیم.
رضا:
دوتاش رو استفاده کردم؛ به نظرم اسپاتیفای با اختلاف بهتره، UX [تجربهی کاربری] فوقالعاده بهتری داره و روی تمامی دیوایسها بهراحتی نصب میشه.
بشیر:
بنده سه سالی هست مشترک سرویس Spotify هستم. برای مدت محدودی (حدود چهار ماه) سرویس اپل موزیک رو امتحان کردم اما باز به Spotify برگشتم. به دو دلیل: نخست رابط کابری Spotify سادهتره یا حداقل برای من راحتتر بود و بهراحتی به هر چیزی که میخواستم دسترسی داشتم. دوم هماهنگی بسیار خوب Spotify با سیستمعاملهای مختلف باعث میشد بتونم هم روی آیفون هم روی گوشیهای اندروید هم روی PC و حتی اواخر روی PS4 ازش استفاده کنم در حالی که اپل موزیک خیلی محدود به iOS بود.
در آخر گفتن دو نکته خالی از لطف نیست: اول اینکه بعضی آهنگها و آلبومها … روی سرویس اپل موزیک بهصورت انحصاری بودن. دوم هم کیفیت استریم و دانلود در Spotify قابلیت تنظیم داره و شما بسته به نیازتون از کیفیتهای متفاوتی میتونید بهره ببرید.
آرش:
قطعا اسپاتیفای. خودم از اکانت پرمیومش استفاده می کنم.
amirgt75:
من جفتش رو استفاده کردم. در کل اسپاتیفای خیلی بهتره. اپل آرشیو کاملتری داره. بهجاش اسپاتیفای کلی پلیلیست خوب داره، تعداد پخش هر آهنگ رو میزنه و سرعتش خیلی بیشتره.
A:
من خودم دو ماهی هست که دارم از اسپاتیفای استفاده میکنم. به نظرم تجربهی جالبیه. به غیر از این که موسیقیهای مورد پسندتون رو از بین آرشیو بزرگی از موسیقی انتخاب و گوش میدید، میتونید اونها رو دانلود کنید که موقعی که آنلاین نیستید بتونید ازشون استفاده کنید. من از اپل موزیک هم استفاده کردم ولی به نظرم اسپاتیفای بهتر و جالبتره، مخصوصا بخش Discovery که در نوشته هم بهش اشاره شده.
توحید:
برای کسی که نمیخواد برای اشتراک هزینه زیادی کنه و ترجیح میده رایگان استفاده کنه و بهجاش تبلیغات رو گوش کنه، هیچ گزینهی دیگری به غیر از اسپاتیفای وجود نداره. و خدا رو شکر که اسپاتیفای در هرصورت بهترین گزینه هم هست. تقریباً همه نوع موسیقی توش هست. حتی خیلی از موسیقیهای ایرانی.
سهیل حسینی:
من دارم از اسپاتیفای روی اندروید، کامپیوتر و پلیاستیشن بهطور همزمان استفاده میکنم، به نظرم اپل موزیک هیچ حرفی برای گفتن نداره، پخش موسیقی با اسپاتیفای حتی با اینترنتهای معمولی هم روونه و لگ نداره. جدا از اینکه آرشیو فوقالعاده قوی داره و تقریبا همه چی توش پیدا میشه!
سیامک حجازی:
یک مورد مزیت دیگه اسپاتیفای نسبت به اپل موزیک سیستم نوتیفیکشن اونه. در زمان انتشار آلبومها و یا آهنگهای جدید از خوانندههایی که شما فالو میکنید، اسپاتیفای از طریق سیستم نوتیفیکشن (ایمیل و یا اپلیکیشن) به شما اطلاع میده.
Smash:
من از اول با Spotify کار کردم. انقدر خوب و کامله که فکر سرویس دیگه ای به ذهنم خطور نکنه. یعنی تا حالا نشده با خبر شم که مثلا فلان سرویس فلان امکانات رو داره که وسوسه بشم برم امتحانش کنم. یعنی Spotify من رو بهعنوان کاربر تا این حد راضی نگهداشته … راستی، رابط کاربریش هم فوقالعادست.
یکی از کاربران خوب دیجیکالا مگ هم به نکتهای در مورد ذخیره نشده پلیلیستهای اپل موزیک اشاره کرده که در زیر آن را میخوانید.
رضا:
من از هر دو سرویس استفاده کردم و به چند دلیل Spotify رو بهتر میدونم. نخستSpotify اجازه میده رو کامپیوتر و تبلت بدون هیچ محدودیتی از سرویسش استفاده کنید و فقط گهگاهی تبلیغ چند ثانیهای پخش میکنه در صورتی که Apple Music اصلا همچین اجازهای رو نمیده. دوم من یکبار تمام موسیقیهام از روی iTunes پرید و این نرمافزار هیچگونه بکاپی ازپلیلیستها روی Cloud نگه نمیداره در صورتی که تمام پلیلیستهای شما روی Spotify ذخیره میشه(این موضوع وقتی واستون خیلی مهمتر میشه که سالها آهنگهاتون رو دستهبندی کرده باشید).سوم برای استفاده از Spotify هر وسیلهای که داشته باشید مشکلی نیست.
البته لازم است ضمن احترام کامل برای نظر این دوست خوب، تصحیح کنیم که اگر در تنظیمات اپل موزیک گزینهی iCloud Music Library را فعال کنید دیگر نیازی نخواهد بود که نگران از دست رفتن پلیلیستهایتان باشید.
فاضل:
با فاصلهی زیاد اسپاتیفای بهتره. Spotify همواره تمرکزشو روی کارش گذاشته تا بهترین خدمات رو به کاربر بده، در حالیکه سرویس اپل موزیک خواه ناخواه زیر چتر اپله و ممکنه تحت سیاستهای رقابتی یا دعواهای اپل با شرکتهای دیگه مثل گوگل قرار بگیره و برای کاربرانش در سایر سیستمعاملها مشکل بوجود بیاد.
یکی از کابران دیجیکالا مگ هم به تفضیل دلایلی را برای برتری اپل موزیک مطرح کرده که در ادامه خلاصهای از آنها را با هم میخوانیم.
Dimah7m:
میخوام به دور از تعصب حرف بزنم چون با هردوشون کلی کار کردم. از اکانت پرمیوم هر دوتاشون استفاده کردم و به چند دلیل اپل موزیک رو بیشتر ترجیح میدم. اگه بخوایم در مورد آرشیو موسیقی بگیم اپل به مراتب قویتره … تا حالا پیش نیومده آهنگی رو Shazam کنم و تو لیستی که سرویسهای استریم موزیک رو نشون میده اپل موزیک نباشه، ولی خیلی پیش اومده که اسپاتیفای نبوده تو لیست. ولی مهمترین دلیلی که من اپل موزیک رو انتخاب کردم امکان بکاپ گرفتن از موسیقیهای دانلود شده بود … تو اپل موزیک آهنگها با فرمت m4p ذخیره میشن که من با توییک Pwntunes به همه دسترسی دارم. میتونین اونا رو بردارین و جای ذخیره کنین و حتی به Mp3 تبدیلشون کنین، در حالیکه واسه اسپاتیفای با DRM قفلن و فقط خود اسپاتیفای میشناستشون. دلیل برتری دیگر Apple Music یکپارچه بودن با موزیک پلیر خود گوشیه، حداقل واسه گوشیهای اپل. تو اسپاتیفای اگه بخوای همهی آهنگهایی که از تو PC ریختی با آهنگهایی که از تو سرویس دانلود کردی یه جا باشن باید کمی زحمت زیاد بکشی که خارج از حوصلهس. در حالیکه تو اپل موزیک آهنگهایی که با کامپیوتر ریختی با آهنگهای سرویس یک جا بدون هیچ دردسری جمع میشن. در مورد رابط کاربری هم قبول دارم تم تیره اسپاتیفای زیباتره ولی رابط کاربری اپل موزیک به نظر من کاربردیتر و راحتتره … در کل در مورد راحتی واسه کار کردن (نه زیبایی) من اپل موزیک رو ترجیح میدم. در کل میشه گفت واسه کسایی که تو اکوسیستم اپل هستن اپل موزیک خیلی بیشتر از اسپاتیفای به درد میخوره … تو اندروید هم شاید اسپاتیفای بیشتر کاربردی باشه…
ErfUn:
دوستان علاوه بر این دو گزینه، یه نگاهی به Google Play Music هم بندازید. قابلیت آپلود ۵۰ هزار موزیک و دسترسی از همهي دیوایسهای متصل به جیمیلی که باهاش پلی موزیک رو خریداری کردید. علاوه بر این، با خرید اشتراک Play Music به رایگان به YouTube Red هم دسترسی پیدا میکنید که از امکاناتش نشون ندادن تبلیغات اول هر ویدئو، و دسترسی به ویدئوهای مخصوصیه که فقط تو یوتیوب رد پخش میشه…
یوسف:
هیچ کدوم. سامسونگ میلک موزیک از همه بهتره. ایستگاه پخش رادیویی آنلاین داره، با توجه به انتخاب خودت میتونی یک ایستگاه درست کنی، قسمتی داره برای خوانندههای تازه و فعلا میتونی رایگان استفاده کنی. با ارتقا به نسخهی پرمیوم هم امکان دانلود آهنگها و شخصیسازیهای بیشتر فراهم میشه.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:04
اگر اهل بازیهای موبایل باشید تا به حال حتما نام پوکمونگو را شنیدهاید. بازیای که زمان زیادی از عرضه آن نمیگذرد اما نامش همه اخبار جهان را درنوردیده و به خبر داغ این روزها بدل شده است. ماجرا از یک بازی موبایل هم فراتر رفته و در واقع با یک پدیده فرهنگی طرفیم. اما شاید برایتان جالب باشد بدانید شرکت سازنده این بازی هر دقیقه چقدر از پوکمونگو پول درمیآورد.
از طریق این لینک میتوانید به اطلاعات جالبی درباره بازی پوکمونگو دست پیدا کنید. با بررسی این لینک میتوانید ببینید در هر ثانیه پوکمونگو چندبار روی دستگاههای اندرویدی، iOS و در مجموع دانلود میشود.
در عین حال میتوانید این آمار را به تفکیک کشورها هم ببینید. این سایت بهتان نشان میدهد که در هر دقیقه چقدر پول از طریق پوکمونگو در میآید. طبق آمار این سایت در هر دقیقه چیزی حدود ۱۱ هزار دلار از طریق پوکمونگو به حساب شرکت سازنده پول واریز میشود و کافی است چهار دقیقه صبر کنید تا واریز شدن ۴۰ هزار دلار پول را به حساب سازنده این بازی را به چشم ببینید. براساس این آمار متوسط زمانی که کاربران iOS برای بازی پوکمونگو صرف میکنند چیزی در حدود ۳۰ دقیقه است و این یعنی زمانی بیش از آنچه این کاربران در فیسبوک و اسنپچت صرف میکنند. این بازی رکورد بیشترین کاربر اکتیو روزانه را هم شکسته و به عدد ۲۴ میلیون رسیده است. قضیه جالبتر هم میشود اگر بدانیم پوکمونگو هنوز در همه نقاط جهان عرضه نشده و احتمالا آمار از این هم خیره کنندهتر خواهد شد.
منبع: AndroidAuthority
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 18:41
گوشی هوشمند Meizu MX6 که دو روز پیش بهطور رسمی عرضه شد، در طول ۲۴ ساعت بیشتر از ۳ میلیون متقاضی خرید داشت. امروز در Weibo خبری منتشر شد که میگفت سفارش خرید میزو MX6 با ۳.۲ میلیون ثبتنام در یک روز رکورد زده است.
در نظر داشته باشید که این رقم فقط افرادی را در بر میگیرد که برای خرید گوشی در فروش ویژه ثبتنام کردهاند و شامل بقیهی کسانی که برای پیشسفارش MX6 اقدام کردهاند، نمیشود.
سفارش خرید میزو MX6 با ۳.۲ میلیون ثبتنام در یک روز رکوردشکنی کرده است.
در تصاویر جدیدی که در Weibo منتشر شده، همچنین اطلاعاتی دربارهی مراسم معرفی این گوشی وجود دارد. بهعنوان مثال اشاره شده خبر این رویداد در بیش از ۴۰۰ وبسایت اطلاعرسانی شده است.
MX6 صفحه نمایشی با دقت تصویر ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل دارد و مجهز به دوربین پشت ۱۲ مگاپیکسلی و دوربین جلوی ۵ مگاپیکسلی است.
در مورد جزییات سختافزاری بیشتر باید گفت گوشی جدید میزو از تراشهی مدیاتک Helio X20 بهره میبرد که یک پردازندهی دههستهای با فرکانس ۱٫۳۹ گیگاهرتز در آن قرار گرفته است. در حقیقت تراشهی Helio X20 از چندین تراشهی ARM تشکیل شده که ۴ عدد آنها ARM Cortex-A53 با فرکانس ۱٫۴ گیگاهرتز، ۴ عدد دیگر ARM Cortex-A53 با فرکانس ۱٫۸۵ گیگاهرتز و دو عدد آنها هم Cortex-A72 با فرکانس ۲٫۴ گیگاهرتز است.
این گوشی ۴ گیگابایت رم دارد و حافظهی داخلی آن ۳۲ گیگابایتی است. البته گفته میشود در آینده نسخهی با حافظهداخلی ۶۴ گیگابایتی هم از این گوشی عرضه میشود.
روند ثبتنام برای خرید میزو MX6 همچنان ادامه دارد و متقاضیان میتوانند برای خرید آن با قیمتی معادل ۲۹۹ دلار در چین اقدام کنند.
منبع: GSM Arena
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 18:41
نمایشگاه کامیککان امسال شروع شده است و مایکروسافت هم به مناسبت برگزاری San Diego Comic-Con امسال، گفته است که میخواهد یک دمو از قسمت چهارم مجموعه بازیهای Gears of War به این نمایشگاه بیاورد. بازدیدکنندگانی که به نمایشگاه کامیککان امسال میروند، میتوانند سری به غرفهی مایکروسافت بزنند و قسمتی از بخش داستانی Gears of War 4 را بازی کنند.
Gears 4 در در روز یازدهم اکتبر (۲۰ مهر) روی دو پلتفرم ایکسباکس وان و ویندوز ۱۰ عرضه میشود.
مایکروسافت برای کسانی که به Comic-Con 2016 نمیروند، ویدیویی از دموی بازی منتشر کرده است. این دمو بخش تکنفرهی بازی را نشان میدهد و میتوانیم در آن، تغییراتی که بازی نسبت به یکی دو قسمت قبلی داشته است را ببینیم. قسمت چهارم مجموعه بازیهای Gears شبیه به قسمت اول آن شده است؛ یعنی بازی محیط و داستانی تیره و تاریک پیدا کرده است و کمی ترسناک شده.
میتوانید ویدیوی روند بازی Gears of War 4 را در پایین ببینید.
به غیر از روند بازی، مایکروسافت همچنین ویدیویی از نسخهی Gears of War کنسول اسلیم ایکسباکس وان منتشر کرده است. ایکسباکس وان اسلیم مخصوص Gears of War 4 یک کنسول دو ترابایتی است و همزمان با بازی عرضه میشود. این کنسول ۴۴۹ دلار قیمتگذاری شده است. مایکروسافت قرار است دستهی این کنسول را به صورت جداگانه هم عرضه کند.
میتوانید ویدیوی معرفی کنسول Gears of War 4 را هم در پایین ببینید.
بازی Gears of War 4 قرار است در روز یازدهم اکتبر (۲۰ مهر) روی دو پلتفرم ایکسباکس وان و ویندوز ۱۰ عرضه شود.
منبع: Gematsu
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 18:41
یک گوشی هوشمند جدید با زیر برند Honor موفق شد از TENAA مجوز بگیرد. این گوشی که با شمارهمدل EDI-AL10 به فهرست TENAA راه پیدا کرده، نمایشگری بزرگ و ۶.۶ اینچی با دقت تصویر ۱۴۴۰ × ۵۲۶۰ دارد و مجهز به یک پردازندهی هشتهستهای با فرکانس ۲.۵ گیگاهرتز است.
هوآوی عضو جدید خانوادهی Honor را با ۴ گیگابایت رم و ۶۴ گیگابایت حافظهی داخلی راهی بازار موبایل میکند.
اینطور که معلوم است هوآوی عضو جدید خانوادهی Honor را با ۴ گیگابایت رم و ۶۴ گیگابایت حافظهی داخلی راهی بازار موبایل میکند. این دستگاه با باتری ۴۴۰۰ میلیآمپری شارژ میشود.
دربارهی دوربینها هم صحبت از یک دوربین پشت ۱۳ مگاپیکسلی در پپشت و یک دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی است.

ابعاد این گوشی ۷.۱۸ × ۹۰.۹ × ۱۷۸.۸ میلیمتر بوده و ۲۱۹ گرم وزن دارد. همچنین باید اشاره کرد که فبلت جدید هوآوی با اندروید مارشمالو ۶.۰ کار میکند و در قسمت پشت بدنهاش حسگر اثر انگشت هم دارد.
هنوز رسما معلوم نیست چنین گوشیای با این مشخصات قرار است در بازار چه نام بگیرد اما به نظر میرسد این مشخصات متعلق به Honor Note 8 باشد. برای این دستگاه تاکنون دو تیزر از سوی هوآوی منتشر شده که در اینجا میبینید.

اگر کنجکاو شدهاید که بدانید یک گوشی با نمایشگر ۶.۴۴ اینچی چه شکلی خواهد بود، گوشی هوشمند Mi Max شیائومی یک نمونهی خوب است.
منبع: GSM Arena
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 15:40
تولیدات شرکت اپل در سراسر جهان محبوبیتی گسترده دارد و در عین حال میدانیم که این شرکت حداقل دو سال طراحی گوشیهای هوشمندش را بدون تغییر باقی میگذارد. بنابراین محصولات اپل برای شرکتهایی که لوازم جانبی این گوشیها را تولید میکنند بسیار جذاب هستند.
این موضوع درباره Mesuit هم کاملا صادق است. یک قاب جدید ساخت چین که برای آیفون ۶ و آیفون ۶ پلاس، آیفون ۶s و آیفون ۶s پلاس تولید شده است. ظاهرا این باتری از آن مدلهایی است که توان باتری را افزایش میدهند. در واقع نزدیک به ۱۷۰۰ میلیآمپر ساعت به آیفونهای معمولی و حدود ۲۵۰۰ میلیآمپر ساعت به آیفونهای مدل پلاس اضافه میکنند.

با این حال بخش اصلی و مهم این قاب اینجاست که قاب مذکور خودش یک دستگاه اندرویدی است که مودم و سیم کارت دارد و از سیستم عامل اندرویدی Mesuit 1.0 بهره میبرد. این دستگاه به این شکل میتواند اپهای اندرویدی را هم اجرا کند. در واقع این دستگاه به جای آنکه یک صفحه نمایش مجزا داشته باشد از صفحه نمایش آیفون استفاده میکند.
جذابیت قضیه جایی بیشتر میشود که بدانید این قابها حافظه های مجزای ۳۲ گیگابایتی، ۶۴ گیگابایتی و ۱۲۸ گیگابایتی هم دارند و این حافظه را با حافظه آیفون به اشتراک میگذارند. این قابها در دو مدل ۱۵۰ دلاری و ۱۶۵ دلاری عرضه خواهند شد.
منبع: PhoneArena
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 15:40